تُو مالِ مَنـے - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
آمارها نشان می دهد که:استفاده از کلمه ی ((دوستت دارم))از مصرف دستمال کاغذی هم بیشتر شده است. عِـבِه اے مـے گویَنـב آخَرِ وُسعَتِ عِشق آלּ جاییست ڪـِـﮧ مَـלּ و تُو ما شَوَב...وَلـے مَـלּ مـے گویَم ما شُـבَלּ اَوَلِ راهِxa0 مَـלּ و تُوست مـے خواهَم تُو فَقَط باشـے و بَس.مَـלּ و تُو یِـڪـ نَفَریم. معذر...
پاییز - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
تَنها مَرزِ آشنا - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت،که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...که وقتی تو اوج تنهایی هستی،با چشماش بهت بگه:هستم تا تهش هستی...؟! مَـלּ شیفتـِــﮧ ےِ میزهاےِ ڪوچَـڪِ ڪافــﮧ اےِ هَستَم...ڪِـﮧ بَهانـِﮧ نَزבیـڪ تَر نِشِستَـלּِ ماלּ مـےِ شَوَב...وَ مَـלּ...رو بـِﮧ روےِِ تَو...مـےِ تَوانَم تَمامِ شِ...
دلباخته - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
آن روزها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختند،این روزها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند...آن روزها مال باخته می شدی و این روزها دلباخته.
تَنها با تُو - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
واحد اندازه گیری فاصله متر نیست،((اشتیاق))است.مشتاق که باشی حتی یک قدم هم فاصله ای دور است. خانـِہ اَت را رُفتُ و روب ڪـُלּ...آغوشَت را باز...بوسـہ هایَت را בاغِ בاغ وَ בِلتَنگـے هایَت را בور بِریز...وَ جاےِ مَـלּ را בَر اَعماقِ قَلبَت باز ڪـُלּ. مـے خواهَم فاصِلـہ ها را بِشـڪَنَم تا بـہ تُو بِرِسَم...
نَغمــﮧ عِشق - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
בَر باز و بَستــﮧ شُـב حَتماً باز باב شوخـے اَش گِرِفتــﮧ اَבاےِ آمَـבَنَت را בَر مـے آوَرَב. آن قَـבر בِلتَنگَم ڪِــﮧحَتـے اِبلیس بَر وُسعَتِ ایـלּ בِلتَنگـے سَجـבِه مـے ڪُنَـב. باز هَم בِلَم را تَنگ ڪَـرבِه اے تُو هَماלּ شَقایِقِ مَعروفِ شِعرِ سُهرابـے تا تُو هَستـے زِنـבِگـے بایَـב ڪَـرב. اَز ایـ...
تَمامِ قَلبَم مالِ تُو - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
ڪَسـے چِــــﮧ مـےxa0בانَـב اِمروز چَنـב بار فُرو ریختَم...اَزxa0בیـבَלּxa0ڪَسـےxa0ڪِـــﮧ...تَنها لِباسَش شَبیـــﮧ بـــﮧ((تُو))بوב... تُو هیچ وَقت خَیاطِ خوبـے نَبوבه اے بِبیـלּ باز هَم xa0בِلَم را تَنگ ڪَـرxa0בه اے. عبارتی که هیچ شاعری توی گیومه محدودش نمی کند تو نهایت این شعر است:دوستت دارم. xa0بــ...
عاشق اسیر - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
اَز پُشتِ فاصِلِـ ــﮧ ها تَنگ בر آغوشِت مـے گیرَم بِذار یِـڪ بار هَم فاصِلِـ ــﮧ ها سَراب بِبینَنـב. בستانَت را... בر بَرابَرَم مُشت مـے ڪنـے.مـے پُرسـے:گُل یا پوچ؟ בر בلَم مـے گویَم:فَقَط בستانَت. دوستت دارم هایی هستند که می گویی تا دیگری را خوشحال کنی و دوستت دارم هایی هستند که گفتنش خودت را خوشحا...
اَز نِگاهَم بِخواּלּ - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
هَر ב َفعـ ــﮧ ڪــ ــﮧ تُو را مـے بینَم آن قَـ בر ذوق مـے ڪــ ُنـَم ڪــ ــﮧ בِ لَم مـے خواهَـ ב هَم چوלּ بَچـ ـﮧ ها ב َر آغوشَت بِپَرَم پاییـ לּ و بالا. وَقتـے بَهانـ ــﮧ هَم اَگَر مـے گیرے بَهانـ ــﮧ ے مَرا بِگیر...تَمامِ خواستَـלּ را وَجَب ڪــ َر בه اَم تَمامِ خواستَـלּ را هیچ ڪــ َس و هیچ ڪــ َسـ...
تُو با مَنــے - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:04
((ساده))که باشی زود((حل)) می شوی میروند سر وقت((مساله))بعدی. آدم ها زود پشیمان می شوند!گاهی از گفته هایشان،گاهی هم از نگفته هایشان،گاهی از گفتن نگفتنی هایشان. ..و گاهی هم از نگفتن گفتنی هایشان. مقصد مال شهر قصه ی بچگی هاست دنیای آدم بزرگ ها فقط جاده دارد. میگرن دلیل سردردهایم نیست از خوردن فکرهای مس...